غزل شمارهٔ 2126
Poet: Bedil Dehlavi
Toggle stanza 1بسکه چون طاووس، پیچیدهست مستی در سرم
بسکه چون طاووس، پیچیدهست مستی در سرم
جامها در گردش آید گر به خود جنبد پرم
گرد بادم، مستیام موقوف کوه و دشت نیست
هر کجا گردید سر در گردش آمد ساغرم
تازه است از من بهار سنبلستان خیال
جوهر آیینهٔ زانو بود موی سرم
موج بر هم خورده دارد عرض سامان حباب
میتوان تعمیر دل کرد از شکست پیکرم
وحشت آفاق در گرد سحر خوابیده است
میکند خلقی جنون تا من گریبان میدرم
با خیال جلوهٔ خورشید افتادهست کار
همچو شبنم میکند بال از نگه چشم ترم
نیستم بی سعی وحشت با همه افسردگی
بلبل تصویرم و تا رنگ دارم میپرم
حیرتم حیرت ز نیرنگ بد و نیکم مپرس
برده است آیینه گشتن در جهان دیگرم
نالهٔ عجزم من و بیطاقتیهای محال
اینقدر آتش دل بیمار زد در بسترم
صرفهای آرام نتوان برد در تسخیر من
خس به چشم دام میافتد ز صید لاغرم
تا به کی بینم به چشم بسته داغ سوختن
همچو اخگر کاش مژگان واکند خاکسترم
از خط لعل که امشب سرمه خواهد یافتن
می پرد بیدل به بال موج چشم ساغرم
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
چون ز صورت برتر آمد آفتاب و اخترم
از معانی در معانی تا روم من خوشترم
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 1590
شد ز بیقدری غبار دیده ها شعر ترم
مهره گل گشت از گرد کسادی گوهرم
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 5367
شست نقش انجم از افلاک مژگان ترم
ابر شد مستغنی از دریا ز آب گوهرم
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 5368
آتش تر میدمد از طبع چون آب ترم
در معنی میچکد از لفظ معنیپرورم
AttarDivan-e AshʿarQasaʾidقصیدهٔ شمارهٔ 23
بس که در هجر تو فرسود از ضعیفی پیکرم
میتوان از موی چینی سایه کردن بر سرم
Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 2127
سرمه شد آخر به خواب بیخودیها پیکرم
سایهٔ دیوار مژگان که زدگل بر سرم
Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 2128
شعلهٔ بیطاقتی افسرده در خاکسترم
صد شرر پرواز دارد بالش خواب از سرم
Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 2129
همچو شمع از خویش بر اندازِ وحشت برترم
بسکه دامن چیدم از خود زیر پا آمد سرم
Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 2133
Sources
Persian text source: Ganjoor

