Toggle stanza 1
بی‌دماغی مژدهٔ پیغام‌محبوبم بس است
1

بی‌دماغی مژدهٔ پیغام‌محبوبم بس است

قاصد آواز دریدنهای مکتوبم بس است

2

ربط این محفل ندارد آنقدر برهم زدن

گر قیامت نیست آه عالم آشوبم بس است

3

تا به‌کی‌گیرم عیار صحبت اهل نفاق

اتفاق دوستان چون سبحه دلکوبم بس است

4

سخت دشوار است منظور خلایق زیستن

با همه زشتی اگر در پیش‌خود خوبم بس است

5

عمرها شد پینه‌دوز خرقهٔ رسواییم

زحمت‌چندین هنر، یک‌چشم معیوبم بس است

6

گاه غفلت می‌فروشم‌،‌گاه دانش می‌خرم

گربدانم اینکه‌در هرامر مغلوبم‌بس است

7

حلقهٔ قد دوتا ننگ امید زندگی‌ست

گرفزاید برعدم این صفرمحسوبم بس است

8

تا کجا زین بام و در خاشاک برچیندکسی

همچو صحرا خانهٔ بی‌رنج جاروبم بس است

9

حیف همت‌کزتلاش بی‌اثر سوزد دماغ

خجلت نایابی مطلوب مطلوبم بس است

10

بوی یوسف نیست پنهان از غبار انتظار

پیرهن بیدل بیاض چشم‌یعقوبم‌بس است

Sources

Persian text source: Ganjoor