غزل شمارهٔ 1256
Poet: Bedil Dehlavi
Metre: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
Rhyme: اهتوتوانشد
Poetic form: Ghazal
Toggle stanza 1عید است غبار سر راه تو توان شد
11
عید است غبار سر راه تو توان شد
قربانی قربان نگاه تو توان شد
22
امید شهید دم شمشیر غروریست
بسمل ز خم طرف کلاه تو توان شد
33
باید همه تن دل شد و آشفت و جنونکرد
تا محرم گیسوی سیاه تو توان شد
44
تسلیم ز آفات جهان باک ندارد
در جیب خودم محو پناه تو توان شد
55
ای خاک خرامت گل فردوس به دامن
کو بخت که پامال گیاه تو توان شد
66
سهل است شفاعتگری جرم دو عالم
گر قابل یک ذره گناه تو توان شد
77
بیدل دل ما طاقت آیات ندارد
تاکی هدف ناوک آه تو توان شد
Sources
Persian text source: Ganjoor

