غزل شمارهٔ 195

Toggle stanza 1
همه عمر با تو قدح زدیم و نرفت رنج خمار ما
1
همه عمر با تو قدح زدیم و نرفت رنج خمار ما
چه قیامتی‌ که نمی‌رسی ز کنار ما به‌ کنار ما
2
چو غبار ناله به نیستان نزدیم‌ گامی از امتحان
که ز خودگذشتن ما نشد به‌هزار کوچه‌ دچار ما
3
چقدر ز خجلت مدعا زده‌ایم بر اثر غنا
که چو رنگ دامن خاک‌ هم نگرفت خون شکار ما
4
همه‌ را به‌ عالم بیخودی قدحی‌ست از می عافیت
سر و برگ‌ گردش رنگ بین چه خطی‌ کشد به‌ حصار ما
5
دل ناتوان به‌ کجا برد الم تردد عاجزی
که چو سبحه هر قدم اوفتد به هزار آبله‌ کار ما
6
به سواد نسخهٔ نیستی نرسید مشق تأملت
قلمی به خاک سیاه زن بنویس خط غبار ما
7
صف رنگ لاله به هم‌ شکن‌، می جام‌ گل به‌ زمین فکن
به بهار دامن ناز زن ز حنای دست نگار ما
8
به رکاب عشرت پرفشان نزدیم دست تظلمی
به غبار می‌رود آرزو نکشیده دامن یار ما
9
نه به دامنی ز حیا رسد نه به دستگاه دعا رسد
چو رسد به نسبت پا رسد کف دست آبله‌دار ما
10
چو خوش است عمر سبک عنان‌ گذرد ز ما و من آنچنان
که چو صبح در دم امتحان نفتد بر آینه بار ما
11
چمن طبیعت بیدلم ادب آبیار شکفتگی
زده است ساغر رنگ و بو به دماغ غنچه بهار ما

Audio

Choose a reciter

0:000:00

Sources

Persian text source: Ganjoor

Audio source: Ganjoor