غزل شمارهٔ 2111

Toggle stanza 1
نالهٔ عجز نوای لب خاموش خودم
1

نالهٔ عجز نوای لب خاموش خودم

نشئهٔ شوقم و درد می بیجوش خودم

2

بحر جولانگه بیباکی و من همچو حباب

در شکنج قفس از وضع ادب‌ کوش خودم

3

گریه توفانکدهٔ عالم آبی دگر است

بی‌رخت درخور هر اشک قدح نوش خودم

4

چشم پوشیده به خود همچو حبابم نظری‌ست

مژه ‌گر باز کنم خواب فراموش خودم

5

خجلت غیرت ازین بیش چه خواهد بودن

عالم افسانه و من پنبه کش ‌گوش خودم

6

ای بسا سعی عروجی‌ که دلیل پستی است

همچو صهبا به زمین ریخته ی جوش خودم

7

درخور حفظ ادب خلوت وصلست اینجا

من جنون حوصله از وسعت آغوش خودم

8

چه خیالست‌ کشم حسرت دیگر چو حباب

من‌ که از بار نفس آبلهٔ دوش خودم

9

بیدل از فکر غم و عیش ‌گذشتن دارد

امشبی دارم و فرصت شمر دوش خودم

Zameen

Poems with the Same Metre and Rhyme

Sources

Persian text source: Ganjoor