Toggle stanza 1
کو فضایی که نفس را ز دل آزاد کنم
1

کو فضایی که نفس را ز دل آزاد کنم

خانه تنگ است برون آیم و فریاد کنم

2

شرم بی‌حاصلی عمر نمی ساز نکرد

تا جبینی ز ندامت عرق آباد کنم

3

بر نمی‌داردم از خاک تلاشی که مراست

نردبانی مگر از آبله ایجاد کنم

4

قابلیت گل سرمایهٔ استعداد است

رنگ‌ کو تا طرف سیلی استاد کنم

5

گر خموشی دهدم صلح به جمعیت دل

ما و من پیشکش تهمت اضداد کنم

6

نام عنقا بنشان به که نگردد ممتاز

بر نگین زین دو نفس عمر چه بیداد کنم

7

عالمی چشم به ویرانی من دوخته است

به ‌که بر سر فکنم خاک و دلی شاد کنم

8

تاب محرومی پرواز ندارم ور نه

بال و پر بشکنم و خانهٔ صیادکنم

9

بی خزان است بهار چمنستان خیال

هر چه پیش آید از آن بگذرم و یاد کنم

10

هر قدم در ره او کعبه و دیر دگر است

آه یک سجده جبین خشت چه بنیاد کنم

11

بیدل از ما و تو حیران حساب غلطم

من نویسم به دل و بر سر آن صاد کنم

Sources

Persian text source: Ganjoor