غزل شمارهٔ 2748

Toggle stanza 1
ندارد ساز این محفل مخالف پرده آهنگی
1

ندارد ساز این محفل مخالف پرده آهنگی

چمن فریاد بلبل می‌کند گر بشکنی؟نگی

2

از این کهسار مگذر بی‌ادب‌ کز درد یکرنگی

پری در شیشه نالدگر بگردد پ ری سنگی

3

به غفلت داده‌ای آرایش ناموس آگاهی

گریبان می‌درّد آیینه‌ گر بر هم خورد رنگی

4

فسردن تا به‌ کی ای بیخبر گردی پر افشان‌ کن

تو هم داری به زیر بال طاووسانه نیرنگی

5

چو شمع خامسوز از نارساییهای اقبالت

ته پامانده جولانی به منزل خفته فرسنگی

6

غنا پروردهٔ فقرم خوشا سامان خرسندی

کز اقبالش توان در خاک هم زد کوس اورنگی

7

جهان حرف افسون مخالف بر نمی‌دارد

جنون و هوش و عقل و بیخودی هر نامی و ننگی

8

به این جرات تلاش خلق و شوخیهای تدبیرش

به خود خندیدنی دارد جنون جولانی لنگی

9

سحر گاهی نوای نی به‌گوشم زد که ای غافل

نفسها ناله‌ گردد تا رسد سازی به آهنگی

10

در تن گلزار آخر از فسون فرصت اندیشی

فسردیم و نبستیم آشیانی در دل تنگی

11

ز رمز صورت و معنی دل خود جمع‌ کن بیدل

بهار اینجاست سامانش درون بویی برون رنگی

Zameen

Poems with the Same Metre and Rhyme

Sources

Persian text source: Ganjoor