غزل شمارهٔ 2116
Toggle stanza 1درین گلشن نه بویی دیدم و نی رنگ فهمیدم
11
درین گلشن نه بویی دیدم و نی رنگ فهمیدم
چو شبنم حیرتی گل کردم و آیینه خندیدم
22
گشود از نفی خویشم پردهٔ اثبات بیرنگی
پری در جلوه آمد تا شکست شیشه نالیدم
33
ز موهومی به دل راهی نبردم آه محرومی
شدم عکس و برون خانهٔ آیینه خوابیدم
44
تحیر پیشم آمد ای سرشک از یاد دیداری
تو راهی باش من بر جوهر آیینه پیچیدم
55
چو صبح از برگ ساز بیکسیهایم چه میپرسی
غباری داشتم بر روی زخم خویش پاشیدم
66
خوشا آیینهداریهای عرض ناز معشوقان
بهارش گل نشان بود و من از خود رنگ پیچیدم
77
درین محفل که خجلتمایه است اسباب پیدایی
چو اشک از چهرهٔ هستی عرقواری تراویدم
88
غبارم داشت سطری چند تحریر پریشانی
به مهر گردباد امروز مکتوبش رسانیدم
99
ز چندین پیرهن بر قامت موزون عریانی
لباس عافیت چسبان ندیدم چشم پوشیدم
1010
مرا از وهم عقبا سخت میترسانی ای واعظ
به این تمهید اگر مردی برآر از ملک امّیدم
1111
ز فرق و امتیاز کعبه و دیرم چه میپرسی
اسیر عشق بودم هر چه پیش آمد پرستیدم
1212
خموشی در فضای دل صفا میپرورد بیدل
غباری داشت گفتوگو نفس در خویش دزدیدم
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
بگفتم عذر با دلبر که بیگه بود و ترسیدم
جوابم داد کای زیرک بگاهت نیز هم دیدم
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 1424
زبان تا بود گویا، تیغ می بارید بر فرقم
جهان دارالامان شد تا زبان در کام دزدیدم
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 5515
ندیدم روز خوش تا چون قلم روی سخن دیدم
به زیر تیغ رفتم تا زبند آزاد گردیدم
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 5516
ز دست خشک مرجان ناامید از بحر گردیدم
ز روی تلخ دریا دامن از وصل گهر چیدم
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 5517
بر آن پای حنایی روی زرد خویش مالیدم
ازین گلشن که چیده است این گل رعنا که من چیدم
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 5518
سحر کیفیت دیدار از ایینه پرسیدم
به حیرت رفت چندانی که من هم محو گردیدم
Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 2118

