بخش 7 - آمدن قمری نزد بلبل و غمازی او از گل
Toggle stanza 1پیش از آن دم کاید ازمحبوب ذوق
11
پیش از آن دم کاید ازمحبوب ذوق
قمری آمد با دل مدروح و شوق
22
گفت از گل غیبت بسیار او
داشت صد انواع درد کار او
33
کرد غمّازی بلبل هر زمان
جان و دل در باخته بلبل روان
44
گفت ای بلبل ز من این پند گوش
کن تلطف باش در هجران خموش
55
کین زمان در خدمتش دیدم محن
گلستان از بوی آن مشک ختن
66
عشق میبازد بر وی مرد وزن
او گشاده روی خندانت چو من
77
هر که بوی آن گل نو برشنید
خویش را از عشق او رسوا بدید
88
که جمال خویش کرده آشکار
گفته اندر مدح خود بیتی سه چار
99
ز آن همی ترسم که در دستان فتد
در میان جملهٔ مستان فتد
1010
زآنکه میآیند مردم میروند
هر یکی رنگی و بوئی میبرند
1111
هر زمان با هر کسی دارد نظر
از رموز عشق کی دارد خبر
1212
سخت بیدردست از عشاق او
کی بود در راه حق مشتاق او
Sources
Persian text source: Ganjoor

