بخش 10 - ندامت گل از استعفاء خود و بخشیدن بزاری بلبل
Toggle stanza 1نرم شد در عشق بلبل خاطرش
11
نرم شد در عشق بلبل خاطرش
شفقتی بنمود طبع ماهرش
22
گل بخنده گفت با باد صبا
ای ندیم من چه فرمائی مرا
33
چون صبا بشنید کردش آفرین
گفت چون دیر آمدی ای نازنین
44
اعتمادی نیست بر دوران حسن
زود گردد پاره شادوران حسن
55
حسن چون عمر است چون باید بکس
دل بدست آورد که کار اینست و بس
66
دستگیری کن چو داری دستگاه
بد مکن زیرا بدت آید براه
77
نوعروس خوبروئی دلفریب
عاشقان را کی بود ازتو شکیب
88
این مصالح آن چنان بیند رهی
خوب باشد که مر او را دل دهی
99
در سخنهائی که روح افزایدت
هر زمان از غیب در بگشایدت
1010
نزد خود خوانش چو دیگر بندگان
تا شود خرسند چون خرسندگان
1111
باشد اندر خدمتت چون او بپای
پیش تختت چون غلامان سرای
1212
گل صبا را گفت این فرمان تراست
نزد خود خوانش اگر شه ار گداست
1313
این غزل را در بدیهه همچو زر
کرد انشا باصبا گفتش ببر
Sources
Persian text source: Ganjoor

