بخش 6 - الحكایة و التمثیل
Toggle stanza 1پیش آن دیوانهٔ شد پادشا
11
پیش آن دیوانهٔ شد پادشا
گفت از من حاجتی خواه ای گدا
22
گفت دارم من دو حاجت در جهان
بو که از شاهم برآید این زمان
33
اول از دوزخ چو خوش برهانیم
در بهشتم آری و بنشانیم
44
پادشاهش گفت ای حیران راه
هست این کار خدا از من مخواه
55
بود مجنون را یکی خم پیش در
شاه آن خم را ستاده بر زبر
66
گفت دور از پیش خم تا نرم نرم
خم شود از تابش خورشید گرم
77
زانکه شب تا روز در خم میشوم
گرم و خوش میخسبم و گم میشوم
88
جامهٔ خوابم خمست ای نامور
دور ازان سر تا نگردد سردتر
99
نه مرا شد از تو یک حاجت روا
نه ز تو درد مرا آمد دوا
1010
چون نکردی داروی این درد تو
جامه خوابم را مگردان سرد تو
1111
آنکه صد تیمار دارش نیست بس
چون تواند داشتن تیمار کس
Sources
Persian text source: Ganjoor

