بخش 2 - الحكایة و التمثیل
Toggle stanza 1رفت شبلی ابتدا پیش جنید
11
رفت شبلی ابتدا پیش جنید
گفت هستم پای تا سر جمله قید
22
می چنین گویند در هر کشوری
کآشنائی را تو دادی گوهری
33
یا ببخش و گوهرم همراه کن
یا نه بفروش و مرا آگاه کن
44
گفت اگر بفروشم این گوهر ترا
چون بها نبود کند مضطر ترا
55
ور ببخشم چون دهد آسانت دست
قدر نشناسی و گردی خودپرست
66
لیک همچون من قدم از فرق کن
خویش در بحر ریاضت غرق کن
77
تا در آن دریا به صبر و انتظار
آیدت آن گوهر آخر با کنار
Sources
Persian text source: Ganjoor

