بخش 5 - الحكایة و التمثیل
Toggle stanza 1داشت آن سلطان که محمودست نام
11
داشت آن سلطان که محمودست نام
سرکش و بی باک و خونی یک غلام
22
عاقبت راهی زد آن بیروی و راه
حالیش گردن زدن فرمود شاه
33
لیک اول گفت شاه حق شناس
تا از آن مجلس رود بیرون ایاس
44
گفت از ما لطف دیدست او مدام
کی تواند دید قهرم این غلام
55
هرکه او در لطف ما پرورده شد
از خیال قهر ما آزرده شد
66
ای عجب چون این سخن بشنید ایاس
گفت فرخ آنکه شاه حق شناس
77
گردنش یکبار زد یکبار رست
تا قیامت از غم و تیمار رست
88
کار من بنگر که روزی چندبار
میشوم از تیغ هیبت کشته زار
99
با ادب در پیش سلطان تن زدن
سخت تر باشد ز صد گردن زدن
1010
روز و شب در قهر میسوزد مدام
وانگهم پروردهٔ لطفست نام
1111
لطف او در حق هرک افزون بود
بی شک آنکس غرقه تر در خون بود
Sources
Persian text source: Ganjoor

