بخش 20 - الحكایة و التمثیل
Toggle stanza 1کودکی میرفت و در ره میگریست
11
کودکی میرفت و در ره میگریست
کاملی گفتش که این گریه ز چیست
22
گفت بر استاد باید خواند درس
چون ندارم یاد میگریم ز ترس
33
هرچه در یک هفته گفت استاد باز
این زمانم جمله باید داد باز
44
زین غمم شاید اگر دل خون کنم
چوب سخت و نیست نرم چون کنم
55
زین سخن آن پیر کامل شد ز دست
پشت امیدش از آن کودک شکست
66
گفت حال و کار من یک یک همه
هست همچون حال این کودک همه
77
خوش بخفته نرم ناکرده سبق
می بباید رفت فردا پیش حق
88
نیست درسم نرم سختم اوفتاد
زآنکه در پیش است چوب اوستاد
99
پادشاها آمد این درویش تو
با جهانی درد دل در پیش تو
1010
گر جهانی طاعتم حاصل بود
گر نخواهی تو همه باطل بود
1111
گر نخواهی دولت غمخوارهٔ
کی بود ناخواستن را چارهٔ
1212
گر همه توفیق و گر خذلان بود
آنچه آن باید ترا اصل آن بود
1313
چون حواله باتو آمد هرچه هست
درگذر از نیک و از بد هر چه هست
Sources
Persian text source: Ganjoor

