بخش 12 - الحكایة و التمثیل

Toggle stanza 1
لشکر محمود نیرو یافتند
1

لشکر محمود نیرو یافتند

در ظفر یک طفل هندو یافتند

2

طرفه شکلی داشت آن طفل سیاه

از ملاحت فتنهٔ او شد سپاه

3

آخرش بردند پیش شهریار

عاشق او گشت شاه نامدار

4

همچو آتش گرم شد در کار او

یک نفس نشکیفت از دیدار او

5

هر زمان شاخ نو از بختش نشاند

لاجرم با خویش بر تختش نشاند

6

درّ و جوهر ریخت در پیشش بسی

وعدهٔ خوش داد از خویشش بسی

7

طفل هندو در میان عز و ناز

کرد چون ابر بهاری گریه ساز

8

شاه گفتش از چه میگریی برم

گفت ازآن گریم که گه گه مادرم

9

کردی از محمودم از صد گونه بیم

گفت بدهد او سزای تو مقیم

10

زآن همی گریم که چندین گاه من

بودم از محمود بی آگاه من

11

مادرم کو تا براندازد نظر

پیش شه بیند مرا بر تخت زر

12

ای دریغا بیخبر بودم بسی

زنده بی محمود چون ماند کسی

Audio

No recording yet. Be the first to share your voice.

Line-by-line audio timing is not yet available for this poem.

Sources

Persian text source: Ganjoor

Conversation

Reader comments

Add context, ask a question, or respond thoughtfully. Comments may be moderated.

0 / 2000 characters
Loading…