بخش 12 - الحكایة و التمثیل
Toggle stanza 1لشکر محمود نیرو یافتند
11
لشکر محمود نیرو یافتند
در ظفر یک طفل هندو یافتند
22
طرفه شکلی داشت آن طفل سیاه
از ملاحت فتنهٔ او شد سپاه
33
آخرش بردند پیش شهریار
عاشق او گشت شاه نامدار
44
همچو آتش گرم شد در کار او
یک نفس نشکیفت از دیدار او
55
هر زمان شاخ نو از بختش نشاند
لاجرم با خویش بر تختش نشاند
66
درّ و جوهر ریخت در پیشش بسی
وعدهٔ خوش داد از خویشش بسی
77
طفل هندو در میان عز و ناز
کرد چون ابر بهاری گریه ساز
88
شاه گفتش از چه میگریی برم
گفت ازآن گریم که گه گه مادرم
99
کردی از محمودم از صد گونه بیم
گفت بدهد او سزای تو مقیم
1010
زآن همی گریم که چندین گاه من
بودم از محمود بی آگاه من
1111
مادرم کو تا براندازد نظر
پیش شه بیند مرا بر تخت زر
1212
ای دریغا بیخبر بودم بسی
زنده بی محمود چون ماند کسی
Sources
Persian text source: Ganjoor

