شمارهٔ 49
Poet: Attar
Toggle stanza 1جانا ز غم عشق تو جانم خون شد
جانا ز غم عشق تو جانم خون شد
هر دم ز تو دردی دگرم افزون شد
زان روز که دل جان و جهان خواند ترا
جان بر تو فشاند و از جهان بیرون شد
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
افسوس که سرمایه ز کَف بیرون شد
در پایِ اَجَل بسی جگرها خون شد!
KhayyamTaraneh-ha-ye Khayyam (Sadeq Hedayat)گردش دوران [56-35]رباعی 36
افسوس که سرمایه ز کف بیرون شد
وز دستِ اَجَل بسی جگرها خون شد
KhayyamRubaʿiyatرباعی شمارهٔ 62
هر دل که نه در زمانه روز افزون شد
نتوان گفتن که حال آن دل چون شد
AttarMukhtar-namehباب پانجدهم: در نیازمندی به ملاقات همدمی محرمشمارهٔ 17
عطار به درد از جهان بیرون شد
در خاک فتاد و با دلی پُر خون شد
AttarMukhtar-namehباب پنجاهم: در ختم كتابشمارهٔ 47
هر لحظه مرا چو شمع سوز افزون شد
وز گریه کنارم چو شفق پُر خون شد
AttarMukhtar-namehباب چهل و هفتم: در معانیی كه تعلق به شمع داردشمارهٔ 53
Sources
Persian text source: Ganjoor

