Toggle stanza 1
ابتدای کار سیمرغ ای عجب
1
ابتدای کار سیمرغ ای عجب
جلوه‌گر بگذشت بر چین نیم‌شب
2
در میان چین فتاد از وی پری
لاجرم پُرشور شد هر کشوری
3
هر کسی نقشی از آن پَر برگرفت
هر که دید آن نقش کاری درگرفت
4
آن پَر اکنون در نگارستان چین‌ست
اطلبو العلم و لو بالصین ازین‌ست
5
گر نگشتی نقش پر او عیان
این همه غوغا نبودی در جهان
6
این همه آثار صنع از فر اوست
جمله انمودار نقش پر اوست
7
چون نه سر پیداست وصفش را نه بن
نیست لایق بیش از این گفتن سخن
8
هر که اکنون از شما مَرد رهید
سر به راه آرید و پا اندر نهید
9
جملهٔ مرغان شدند آن جایگاه
بی‌قرار از عزت آن پادشاه
10
شوق او در جان ایشان کار کرد
هر یکی بی صبریِ بسیار کرد
11
عزم ره کردند و در پیش آمدند
عاشق او دشمن خویش آمدند
12
لیک چون ره بس دراز و دور بود
هر کسی از رفتنش رنجور بود
13
گر چه ره را بود هر یک کارساز
هر یکی عذری دگر گفتند باز

Audio

Choose a reciter

0:000:00

Sources

Persian text source: Ganjoor

Audio source: Ganjoor

حکایت سیمرغ — Mantiq al-Tayr · ZindeRood