گفتار جنید دربارهٔ خوشدلی
Toggle stanza 1سایلی بنشست در پیش جنید
11
سایلی بنشست در پیش جنید
گفت ای صید خدا، بی هیچ قید
22
خوش دلی مرد کی حاصل بود
گفت آن ساعت که او در دل بود
33
تا که ندهد دست وصل پادشاه
پای مرد تست ناکامی راه
44
ذره را سرگشتگی بینم صواب
زانک او را نیست تاب آفتاب
55
ذره گر صد بار غرق خون شود
کی از آن سرگشتگی بیرون شود
66
ذره تا ذره بود ذره بود
هرک گوید نیست، او غره بود
77
گر بگردانند او را آن نه اوست
ذره است و چشمهٔ رخشان نه اوست
88
هرک او از ذره برخیزد نخست
اصل او هم ذرهای باشد درست
99
گر به کل گم گشت در خورشید او
هم بود یک ذره تا جاوید او
1010
ذره گر بس نیک و گر بس بد بود
گرچه عمری تگ زند در خود بود
1111
میروی ای ذره چون مستی خراب
تا تو در گشتی شوی با آفتاب
1212
صبر دارم، ای چو ذره بیقرار
تا تو عجز خودببینی آشکار
Sources
Persian text source: Ganjoor

