حکایت غافلی که از ابلیس گله داشت

Toggle stanza 1
غافلی شد پیش آن صاحب چله
1
غافلی شد پیش آن صاحب چله
کرد از ابلیس بسیاری گله
2
گفت ابلیسم زد از تلبیس راه
کرد دین بر من به طراری تباه
3
مرد گفتش ای جوانمرد عزیز
آمده بد پیش ازین ابلیس نیز
4
مشتکی بود از تو و آزرده بود
خاک از ظلم تو بر سر کرده بود
5
گفت دنیا جمله اقطاع منست
مرد من نیست آنک دنیا دشمنست
6
تو بگو او را که عزم راه کن
دست از دنیای من کوتاه کن
7
من به دینش می‌کنم آهنگ سخت
زانک در دنیای من زد چنگ سخت
8
هرک بیرون شد ز اقطاعم تمام
نیست با او هیچ کارم والسلام

Audio

Choose a reciter

0:000:00

Sources

Persian text source: Ganjoor

Audio source: Ganjoor