سال سلیمان از موری لنگ
Toggle stanza 1چون سلیمان کرد با چندان کمال
11
چون سلیمان کرد با چندان کمال
پیش موری لنگ از عجز آن سؤال
22
گفت برگوی ای ز من آغشتهتر
تا کدامین گل به غم بسرشته تر
33
داد آن ساعت جوابش مور لنگ
گفت خشت واپسین در گور تنگ
44
واپسین خشتی که پیوندد به خاک
منقطع گردد همه اومید پاک
55
چون مرا در زیر خاک ای پاک ذات
منقطع گردد امید از کاینات
66
پس بپوشد خشت آخر روی من
تو مگردان روی فضل از سوی من
77
چون به خاک آرم سرگشته روی
هیچ با رویم میار از هیچ سوی
88
روی آن دارد کزان چندان گناه
هیچ با رویم نیاری ای اله
99
تو کریم مطلقی ای کردگار
عفو کن از هرچ رفت و در گذار
Sources
Persian text source: Ganjoor

