حکایت دردمندی که از مرگ دوستش پیش شبلی گریه میکرد
Poet: Attar
Metre: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
Poetic form: Masnavi
Reciter: آزاده
Toggle stanza 1دردمندی پیش شبلی میگریست
11
دردمندی پیش شبلی میگریست
شیخ پرسیدش که این گریه ز چیست
22
گفت شیخا دوستی بود آنِ من
از جمالش تازه بودی جان من
33
دی بمرد و من بمردم از غمش
شد جهان بر من سیاه از ماتمش
44
شیخ گفتا چون دلت بیخویش ازینست؟
این چه غم باشد؟ سزایت بیش ازینست
55
دوستی دیگر گزین ای یار تو
کو نمیرد تا نمیری زار تو
66
دوستی کز مرگ نقصان آورَد
دوستی او غم جان آورد
77
هرکه شد در عشق صورت مبتلا
هم از آن صورت فتد در صد بلا
88
زودش آن صورت شود بیرون ز دست
و او از آن حیرت کند در خون نشست

