بخش 39 - و قال علیه السلام: «اللهم وال منوالاه و عاد من عاداه و انصر من نصره واخذل منخذله والعن علی من ظلمه»
Toggle stanza 1چون پیمبر کرد این معنی ادا
11
چون پیمبر کرد این معنی ادا
دست خود برداشت از بهر دعا
22
گفت الهی دوستش رادوست گیر
دشمنانش را بزن بر سینه تیر
33
یا الهی دشمنش را خار کن
منزل آن دوزخی در نار کن
44
هرکه او را یار باشد یار باش
هر که یارش نیست زو بیزار باش
55
هرکه بگذارد تو هم بگذاریش
هر که بر دارد تو هم برداریش
66
در ولایت چون علی را بر گماشت
دست او بگرفت و پیش خود بداشت
77
چون دو سر بودند اندر یک بدن
هر دو بنمودند از یک پیرهن
88
لحمک لحمی بیان کرد ازنخست
دمک دمی عیان کرد او درست
99
گفت یا اصحاب من مقبل شوید
در مبارک باد اویک دل شوید
1010
جملگی خوشحال گشتند آن زمان
در مبارکباد بگشاده زبان
1111
پس عمر برخاست گفتا یا علی
بر سر خلقان تو گردیدی ولی
1212
هم بقول این شه آخر زمان
گشتی آخر تو امیر مؤمنان
Sources
Persian text source: Ganjoor

