بخش 67 - در اسرارِ نفس مردم و نمود عشق بهر نوع فرماید
Toggle stanza 1نفس با من همی گوید نهانی
11
نفس با من همی گوید نهانی
که چون افتاد آدم را عیانی
22
نفس با من همی گوید که چون بود
که شیطانش بگندم رهنمون بود
33
نفس با من همی گوید همی باز
که چون بُد در عیان انجام و آغاز
44
نفس با من همی گوید یقینش
که چون بُد اوّلین و آخرینش
55
نفس با من همی گوید عیانی
که من بنواختم لیکن تو دانی
66
نفس با من همی گوید یقین دوست
که ایندم در دمِ من از دم اوست
77
چو دم اندر دمت اینجا دمیدم
یقین بر کام دل اینجا رسیدم
88
از آن دم دمدمم آدم نماید
دل عشّاق کلّی میرباید
99
دل عشاق پردرد است از یار
نمیگنجد در این دم هیچ اغیار
1010
دل آن دم کآمدم از چاه بر جاه
نمودم سرّ خود با حیدر آنگاه
Sources
Persian text source: Ganjoor

