(4) حکایت جواب آن شوریده حال در کار جهان
Toggle stanza 1یکی پرسید آن شوریدهجان را
11
یکی پرسید آن شوریدهجان را
که چون میبینی این کار جهان را
22
چنین گفت این جهان پُر غم و رنج
به عینه آیدم چون نطعِ شطرنج
33
گهی آرایشی بیند بصف در
گهی بر هم زنندش چون دو صفدر
44
یکی را میبرند از خانهٔ خویش
دگر را مینهند آن خانه در پیش
55
گهی بر شه درآیند از حوالی
به صد زاری کنندش خانه خالی
66
چنین پیوسته تا آنگه که دانند
که این نطع مزخرف برفشانند
77
چنان لهو و لعب کردست مغرور
شدی مشغولِ مال و ملک و منشور
88
تو شهبازی، گشاده کن پر و بال
بپر زین دامگاه لعب اطفال
Sources
Persian text source: Ganjoor

