Toggle stanza 1
در عشق تو من توام تو من باش
1
در عشق تو من توام تو من باش
یک پیرهن است گو دو تن باش
2
چون یک تن را هزار جان است
گو یک جان را هزار تن باش
3
نی نی که نه یک تن و نه یک جانْست
هیچند همه تو خویشتن باش
4
چون جمله یکی است در حقیقت
گو یک تن را دو پیرهن باش
5
جانا همه آن تو شدم من
من آن توام تو آن من باش
6
ای دل به میان این سخن در
مانندهٔ مرده در کفن باش
7
چون سوسن ده زبان درین سر
می‌دار زبان و بی سخن باش
8
یک رمز مگوی لیک چون گل
می‌خند خوش و همه دهن باش
9
گر گویندت که کافری چیست
گو عاشق زلف پر شکن باش
10
ور پرسندت که چیست ایمان
گو روی ببین و نعره‌زن باش
11
گر روی بدین حدیث داری
چون ابراهیم بت‌شکن باش
12
ور گویندت ببایدت سوخت
تو خود ز برای سوختن باش
13
ور کشتن تو دهند فتوی
در کشتن خود به تاختن باش
14
مانند حسین بر سر دار
در کشتن و سوختن حسن باش
15
انگشت‌زن فنای خود شو
وانگشت نمای مرد و زن باش
16
گه ماده و گاه نر چه باشی
گر مرغی ویی نه چون زغن باش
17
انجام ره تو گفت عطار
رسوای هزار انجمن باش

Audio

Choose a reciter

0:000:00

Sources

Persian text source: Ganjoor

Audio source: Ganjoor