غزل شمارهٔ 379
Poet: Attar
Metre: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
Rhyme: اخواهمرسید
Poetic form: Ghazal
Reciter: عندلیب
Toggle stanza 1درد کو تا دردوا خواهم رسید
11
درد کو تا دردوا خواهم رسید
خوف کو ، تا در رجا خواهم رسید
22
چون تهی دستم ز علم و از عمل
پس چگونه در جزا خواهم رسید
33
بی سر و پای است این راه عظیم
من به سر یا من به پا خواهم رسید
44
در چنین راهی قوی کاری بود
گر به یک بانگ درا خواهم رسید
55
میروم پیوسته در قعر دلم
میندانم تا کجا خواهم رسید
66
جان توان دادن درین دریای خون
تا مگر در آشنا خواهم رسید
77
پی کسی بر آب دریا کی برد
من به گرداب بلا خواهم رسید
88
هر دم این دریا جهانی خلق خورد
گرچه من بر ناشتا خواهم رسید
99
علم در علم است این دریای ژرف
من چنین جاهل کجا خواهم رسید
1010
گر هزاران ساله علم آنجا برم
آن زمان از روستا خواهم رسید
1111
هیچ نتوان بردن آنجا جز فنا
کز بقا بس مبتلا خواهم رسید
1212
هر که فانی شد درین دریا برست
وای بر من گر به پا خواهم رسید
1313
بیخودی است اینجا صواب هر دو کون
گر رسم با خود خطا خواهم رسید
1414
شبنمیام ذرهای دارم فنا
کی به دریای بقا خواهم رسید
1515
برنتابم این فنا سختی کشم
خوش بود گر در فنا خواهم رسید
1616
کی شود عطار الا لا شود
زانچه بر الا بلا خواهم رسید

