Toggle stanza 1
رخت را ماه نایب می‌نماید
1
رخت را ماه نایب می‌نماید
خطت را مشک کاتب می‌نماید
2
رخت سلطان حسن یک سوار است
که دو ابروش حاجب می‌نماید
3
رخت را صبح صادق کس ندیده است
اگرچه صد عجایب می‌نماید
4
چو در عشق تو ، صادق نیست یک تن
همیشه صبح کاذب می‌نماید
5
ندانم تا چو رویت آفتابی
مشارق یا مغارب می‌نماید
6
چو زلفت نیز زناری به صد سال
نه رهبان و نه راهب می‌نماید
7
چه شیوه دارد آخر غمزهٔ تو
که خون‌ریزیش واجب می‌نماید
8
ز دیوان جهان هر روز صد خونش
چنین دانم که راتب می‌نماید
9
عجب برجی است درج دلستانت
که دو رسته کواکب می‌نماید
10
ز عشقت چون کنم توبه که از عشق
نخستین مست تایب می‌نماید
11
بسی با عشق تو عقلم چخیده است
ولی عشق تو غالب می‌نماید
12
دلم بردی و گفتی دل نگه‌دار
که دل در عشق راغب می‌نماید
13
چگونه دل نگه دارم ز عشقت
که گر دل هست غایب می‌نماید
14
غم عشقت به جان بخرید عطار
که چون شادی مناسب می‌نماید

Audio

Choose a reciter

0:000:00

Sources

Persian text source: Ganjoor

Audio source: Ganjoor