غزل شمارهٔ 55
Toggle stanza 1زان پیش که بودها نبودست
11
زان پیش که بودها نبودست
بود تو ز ما جدا نبودست
22
چون بود تو بود بود ما بود
کی بود که بود ما نبودست
33
گر بود تو بود بود ما نی
موقوف تو بد چرا نبودست
44
ما بر در تو چو خاک بودیم
نه آب و نه گل هوا نبودست
55
در صدر محبتت نشاندیم
زان پیش که حرف لا نبودست
66
دریای تو جوش سر برآورد
پر شد همه جا و جا نبودست
77
عطار ضعیف را دل ریش
جز درد تو به دوا نبودست

