غزل شمارهٔ 169
Toggle stanza 1اسرار تو در زبان نمیگنجد
11
اسرار تو در زبان نمیگنجد
واوصاف تو در بیان نمیگنجد
22
اسرار صفات جوهر عشقت
میدانم و در زبان نمیگنجد
33
خاموشی به که وصف عشق تو
اندر خبر و نشان نمیگنجد
44
آنجا که تویی و جان دل مسکین
مویی شد و در میان نمیگنجد
55
از عالم عشق تو سر مویی
در شش جهت مکان نمیگنجد
66
یک شمه ز روح بارگاه تو
اندر سه صف زمان نمیگنجد
77
یک دانه ز دام عالم عشقت
در حوصله جای جان نمیگنجد
88
چون آه برآورم ز عشق تو
کان آه درین دهان نمیگنجد
99
رفتم ز جهان برون در اندوهت
کاندوه تو در جهان نمیگنجد
1010
آن دم که ز تو بر آسمان بردم
در قبهٔ آسمان نمیگنجد
1111
عطار چو در یقین خود گم شد
در پیشگه عیان نمیگنجد

