غزل شمارهٔ 288
Poet: Attar
Toggle stanza 1عاشقان از خویشتن بیگانهاند
11
عاشقان از خویشتن بیگانهاند
وز شراب بیخودی دیوانهاند
22
شاه بازان مطار قدسیند
ایمن از تیمار دام و دانهاند
33
فارغند از خانقاه و صومعه
روز و شب در گوشهٔ میخانهاند
44
گرچه مستند از شراب بیخودی
بی می و بی ساقی و پیمانهاند
55
در ازل بودند با روحانیان
تا ابد با قدسیان همخانهاند
66
راه جسم و جان به یک تک میبرند
در طریقت این چنین مردانهاند
77
گنجهای مخفیاند این طایفه
لاجرم در گلخن و ویرانهاند
88
هر دو عالم پیششان افسانهای است
در دو عالم زین قبل افسانهاند
99
هر دوعالم یک صدف دان وین گروه
در میان آن صدف دردانهاند
1010
آشنایان خودند از بیخودی
وز خودی خویشتن بیگانهاند
1111
فارغ از کون و فساد عالمند
زین جهت دیوانه و فرزانهاند
1212
در جهان جان چو عطارند فرد
بی نیاز از خانه و کاشانهاند

