Toggle stanza 1
در عشق، قرار بی‌قراری است
1
در عشق، قرار بی‌قراری است
بدنامی عشق نام‌داری است
2
چون نیست شمار عشق پیدا
مشمر که شمار بی‌شماری است
3
در عشق، ز اختیار بگذر
عاشق بودن نه اختیاری است
4
گر دل داری تو را سزد عشق
ورنه همه زهد و سوگواری است
5
زاری می‌کن، چو دل نداری
تا دل ندهند، کار زاری است
6
دل کیست شکار خاص شاه است
شاه از پی او به دوستداری است
7
شاهی که همه جهانش ملک است
در دشت ز بهر یک شکاری است
8
جانا بر تو قرار آن راست
کز عشق تو عین بی‌قراری است
9
آن را که گرفت عشق تو نیست
در معرض صد گرفتکاری است
10
وآن است عزیز در دو عالم
کز عشق تو در هزار خواری است
11
هر بی‌خبری که قدر عشقت
می‌نشناسد ز خاکساری است
12
وآن کس که شناخت خردهٔ عشق
هر خردهٔ او بزرگواری است
13
پروانهٔ توست جان عطار
زآن است که غرق جان‌سپاری است

Audio

Choose a reciter

0:000:00

Sources

Persian text source: Ganjoor

Audio source: Ganjoor