Toggle stanza 1
چون زلف بیقرارش بر رخ قرار گیرد
1
چون زلف بیقرارش بر رخ قرار گیرد
از رشک روی مه را در صد نگار گیرد
2
از بس که حلقه بینی در زلف مشکبارش
صد دست باید آنجا تا در شمار گیرد
3
گر زاهدی ببیند میگونی لب او
تا روز رستخیزش زان می خمار گیرد
4
گر ماه لاله گونش تابد به نرگس و گل
گلزار پای تا سر از رشک خار گیرد
5
گر از کمان ابرو بادام نرگسینش
یک تیر برگشاید صیدی هزار گیرد
6
خورشید کو ز تنگی بر چرخ می‌کشد تیغ
از بیم تیر چشمش گردون حصار گیرد
7
او آفتاب حسن است از پرده گر بتابد
دهر خرف ز رویش طبع بهار گیرد
8
عاشق که از میانش مویی خبر ندارد
در آرزوی مویش از جان کنار گیرد
9
عطار را به وعده دل می‌دهد ولیکن
اندر میان آتش دل چون قرار گیرد

Audio

Choose a reciter

0:000:00

Sources

Persian text source: Ganjoor

Audio source: Ganjoor

غزل شمارهٔ 221 — Divan-e Ashʿar · ZindeRood