غزل شمارهٔ 132
Toggle stanza 1پیشگاه عشق را پیشان که یافت
11
پیشگاه عشق را پیشان که یافت
پایگاه فقر را پایان که یافت
22
در میان این دو ششدر کل خلق
جمله مردند و اثر زیشان که یافت
33
رخنه میجویی خلاص خویشتن
رخنهای جز مرگ ازین زندان که یافت
44
ذرهای وصلش چو کس طاقت نداشت
قسم موجودات جز هجران که یافت
55
ذرهای این درد عالم سوز را
در زمین و آسمان درمان که یافت
66
آفتاب آسمان غیب را
در فروغش کفر با ایمان که یافت
77
چون بتافت آن آفتاب آواز داد
کان هزاران ذره سرگردان که یافت
88
ابر بر دریا بسی بگریست زار
لیک دریا گشت و آن باران که یافت
99
گشت مستهلک درین دریا دو کون
گر کفی گل بود و ور طوفان که یافت
1010
چون دو عالم هست فرزند عدم
پس وجودی بی سر و سامان که یافت
1111
چون دو عالم نیست جز یک آفتاب
ذرهای در سایهای پنهان که یافت
1212
چون همه مردند و میمیرند نیز
آب حیوان زین همه حیوان که یافت
1313
بر فلک رو این دم از عیسی بپرس
تا خری رهوار بی پالان که یافت
1414
صد هزاران چشم صدیقان راه
گشت خونباران همه، باران که یافت
1515
صد هزاران جان صدیقان راه
غرقهٔ این راه شد جانان که یافت
1616
ای فرید از فرش تا عرش مجید
ذرهای هستی درین دیوان که یافت

