غزل شمارهٔ 558
Toggle stanza 1چون نام تو بر زبان برانم
11
چون نام تو بر زبان برانم
صد میل به یک زمان برانم
22
بر نام تو در میان خشکی
کشتی روان روان برانم
33
زین دریاها که پیش دارم
صد سیل ز دیدگان برانم
44
از نام تو کشتیی بسازم
وآن کشتی را چنان برانم
55
کز قوت آن روش به یک دم
کام دل جاودان برانم
66
رخش فلکی به زین درآرم
بس گرد همه جهان برانم
77
اسب از سه صف زمان بتازم
وز شش جهت مکان برانم
88
در هر قدمی ز راه سیلی
از دیدهٔ خونفشان برانم
99
وین ملک که گشت ملک عطار
در عالم بی نشان برانم

