Toggle stanza 1
من شراب از ساغرِ جان خورده‌ام
1
من شراب از ساغرِ جان خورده‌ام
نُقل او از دست رضوان خورده‌ام
2
گوییا وقت سحر از دست خضر
جام جم پر آب حیوان خورده‌ام
3
لب فرو بستم، تو می‌دان کین شراب
با حریفی آب دندان خورده‌ام
4
تو مخور زنهار ازین مِی تا تویی
زآن که من زنهار با جان خورده‌ام
5
چون توییِ تو نمانَد آن گهی
نعره‌زن زآن مِی که من زآن خورده‌ام
6
چون دریغ آمد به خویشم این شراب
لاجرم از خویش پنهان خورده‌ام
7
بر فراز عرش باز اشهبم
زقه‌ها از دست سلطان خورده‌ام
8
دل چو در انگشتِ رحمان داشتم
شیر از انگشتِ رحمان خورده‌ام
9
در فرح زآنم که همچون غنچه من
این قدح سر در گریبان خورده‌ام
10
این زمان عطار گر نوشد شراب
زیبدش چون زهر هجران خورده‌ام

Audio

Choose a reciter

0:000:00

Sources

Persian text source: Ganjoor

Audio source: Ganjoor