بخش 13 - الحکایه و التمثیل
Toggle stanza 1مگر باز سپید شاه برخاست
11
مگر باز سپید شاه برخاست
بشد تا خانهٔ آن پیرزن راست
22
چو دیدش پیرزن برخاست از جای
نهادش در بر خود بند برپای
33
سبوسی تر خوشی در پیش او کرد
نهادش آب و مشتی جو فرو کرد
44
کجا آن طعمه بود اندر خور باز
که باز از دست شه خوردی در اعزاز
55
کژی مخلب و چنگل بدیدش
بدان تا چینه برچیند نچیدش
66
به آخر هم بخورد آن چینه را باز
به صد سختی طپیدن کرد آغاز
77
همه بالش ببرید و پرش کند
که تا با او بماند بوک یک چند
88
ز هر سویی درآمد لشگر شاه
بدان سان باز را دیدند ناگاه
99
بشه گفتند کار پیرزن باز
که چون سرگشته شد زان پیرزن باز
1010
شهش گفتا چه گویم با چنین کس
جوابش اینچ او کردست این بس
1111
الا ای خواب خوش برده زنازت
به دست پیرزن افتاده بازت
1212
مرا صبرست تا این باز ناگاه
به صد غیرت رسد با حضرت شاه
1313
به پیش شه ندانم تا چه گویی
تو این دم خفتهٔ فردا چه گوئی
Sources
Persian text source: Ganjoor

