بخش 1 - المقاله السادسه
Toggle stanza 1تو دریا بین اگر چشم تو بیناست
11
تو دریا بین اگر چشم تو بیناست
که عالم نیست عالم کفک دریاست
22
خیالست این همه عالم بیندیش
مبین آخر خیالی را از این پیش
33
تو یا دیوانه یا آشفته باشی
که چندین در خیالی خفته باشی
44
تو چو مردان بازی خیالی
شده بالغ چو طفلی در جوالی
55
پری در شیشه دین کار طفل است
که بالغ بی خیال علو و سفل است
66
هلا بشنو ز اوج عرش اسرار
که نیست ای خواجه اندر دار دیار
77
هر آن حرفی که دیدی هیچ آمد
ولی در چشم تو پر پیچ آمد
88
همین حرفی که آن پیچی ندارد
الف بود و الف هیچی ندارد
99
چه خوانی ابجد این کار چندین
که ابجد راست الف حرف نخستین
1010
الف هیچی ز اول آخرش لا
ز ابجد تا ضظغلا لا و سودا
1111
اگر صد راه گیری ابجد از سر
میان هیچ و لایی مانده بر در
1212
تو میگویی که مرد مرد رستم
برو کز رخش آید کار رستم
Sources
Persian text source: Ganjoor

