بخش 2 - فی فضیلت امیرالمؤمنین عمر رضی الله عنه
Toggle stanza 1سپهر دین عمر خورشید خطاب
سپهر دین عمر خورشید خطاب
چراغ هشت جنت شمع اصحاب
چه شمعی کآفتاب نامبردار
طواف او کند پروانه کردار
ازین پرتو که بود آن شمع دین را
نمیشایست جز خلد برین را
اگر او قطب دین حق نبودی
کمال شرع را رونق نبودی
ز بهر سر بریدن سر بداد او
بدان شد تا سرآرد سر نهاد او
چو آهنگ سر شمع هدی کرد
به پیش طای طاها سر فدا کرد
چو چشم جان او اسرار بین شد
شکش برخاست مشکلها یقین شد
شریعت را کمال افزود اول
ز چل مردان یکی او بود اول
رسولش گفت گر بودی دگر کس
نبی جز من نبودی جز عمر کس
خداوند جهان از نور جانش
سخنها گفته بی او بر زفانش
چو حق را حلقهٔ در گوش کرد او
بنامش زهر قاتل نوش کرد او
از آن برخویشتن زهر آزمودی
که صد تریاق فاروقیش بودی
چنان شد ظلم در ایام او گم
که اشکی در میان بحر قلزم
جهان از عدل او آسوده گشته
ستم از بیم او نابوده گشته
عجم را تا قیامت درگشاده
هزار و شصت وشش منبر نهاده
Sources
Persian text source: Ganjoor

