آڈیوز
صداکار آرش خیرآبادی کی آڈیوز میں رومی کی کتاب دیوان شمس
یہ صفحہ صرف صداکار آرش خیرآبادی کی دستیاب آڈیوز دکھاتا ہے۔
نظمیں
غزل شمارهٔ 2ای طایِرانِ قُدْسْ را عشقَت فُزوده بالها
غزل شمارهٔ 3اِی دل چه اندیشیدهای در عُذرِ آن تقصیرها؟
What excuses have you to offer, my heart, for so many shortcomings? Such constancy on the part of the Beloved, such unfaithfulness on your own!
غزل شمارهٔ 4اِی یوسفِ خوشنام ما، خوش میروی بر بامِ ما
غزل شمارهٔ 5آن شکل بین وان شیوه بین وان قد و خد و دست و پا
غزل شمارهٔ 6بگریز ای میر اجل از ننگ ما از ننگ ما
غزل شمارهٔ 7بنشستهام من بر درت تا بوک برجوشد وفا
غزل شمارهٔ 8جز وی چه باشد کز اجل اندر رباید کل ما
غزل شمارهٔ 9من از کجا پند از کجا، باده بگردان ساقیا
غزل شمارهٔ 10مهمان شاهم هر شبی بر خوان احسان و وفا
غزل شمارهٔ 11ای طوطی عیسی نفس وی بلبل شیرین نوا
غزل شمارهٔ 12ای نوبهار عاشقان داری خبر از یار ما
غزل شمارهٔ 13ای باد بیآرام ما با گل بگو پیغام ما
غزل شمارهٔ 14ای عاشقان ای عاشقان امروز ماییم و شما
O lovers, lovers, this day you and we are fallen into a whirlpool: who knows how to swim?
غزل شمارهٔ 15ای نوش کرده نیش را بیخویش کن باخویش را
غزل شمارهٔ 16ای یوسف آخر سوی این یعقوب نابینا بیا
غزل شمارهٔ 17آمد ندا از آسمان جان را که بازآ الصلا
غزل شمارهٔ 18ای یوسف خوش نام ما خوش میروی بر بام ما
غزل شمارهٔ 19امروز دیدم یار را آن رونق هر کار را
Today I beheld the beloved, that ornament of every affair; he went off departing to heaven like the spirit of Mus.t.af¯a.
غزل شمارهٔ 20چندانکه خواهی جنگ کن یا گرم کن تهدید را
غزل شمارهٔ 21جرمی ندارم بیش از این کز دل هوا دارم تو را
غزل شمارهٔ 22چندان بنالم نالهها چندان برآرم رنگها
غزل شمارهٔ 23چون خون نخسپد خسروا چشمم کجا خسپد مها
غزل شمارهٔ 24چون نالد این مسکین که تا رحم آید آن دلدار را؟
غزل شمارهٔ 25من دی نگفتم مر تو را کای بینظیر خوش لقا
غزل شمارهٔ 26هر لحظه وحی آسمان آید به سر جانها
Every instant a revelation from heaven comes to men’s innermost souls: “How long like dregs do you remain upon earth? Come up!”
غزل شمارهٔ 27آن خواجه را در کوی ما در گل فرورفتهست پا
غزل شمارهٔ 28ای شاه جسم و جان ما خندانکن دندان ما
غزل شمارهٔ 29ای از ورای پردهها تاب تو تابستان ما
غزل شمارهٔ 30ای فصل باباران ما برریز بر یاران ما
غزل شمارهٔ 31بادا مبارک در جهان سور و عروسیهای ما
غزل شمارهٔ 32دیدم سحر آن شاه را بر شاهراه هل اتی
غزل شمارهٔ 33مِی دِه گزافه ساقیا، تا کم شود خوف و رجا
غزل شمارهٔ 34ای عاشقان ای عاشقان آمد گه وصل و لقا
O lovers, lovers, the time of union and encounter has come. The proclamation from heaven has come: “Moon-faced beauties, welcome hither!”
غزل شمارهٔ 35ای یار ما، دلدار ما، ای عالم اسرار ما
غزل شمارهٔ 36خواجه بیا خواجه بیا خواجه دگر بار بیا
غزل شمارهٔ 37یار مرا، غار مرا، عشق جگرخوار مرا
غزل شمارهٔ 38رستم از این نفْس و هوا زنده بلا مرده بلا
غزل شمارهٔ 39آه که آن صدر سرا میندهد بار مرا
غزل شمارهٔ 40طوق جنون سلسله شد باز مکن سلسله را
غزل شمارهٔ 41شمع جهان دوش نَبُد نور تو در حلقه ما
غزل شمارهٔ 42کار تو داری صنما قدر تو باری صنما
غزل شمارهٔ 43کاهل و ناداشت بدم کام درآورد مرا
غزل شمارهٔ 44در دو جهان لطیف و خوش، همچو امیر ما کجا
غزل شمارهٔ 45با لب او چه خوش بود گفت و شنید و ماجرا
How sweet it is to give speech and head, to converse with his lip, especially when he opens the door and says, “Good sir, come in!”

