بخش 12 - حکایت
Toggle stanza 1خانۀ زال داشت یک روزن
11
خانۀ زال داشت یک روزن
تنگ مانند منفذ سوزن
22
تابش خور چو رشتۀ باریک
اندر آمد به خانۀ تاریک
33
زال مسکین چو آن شعاع بدید
رشته پنداشت پیش باز دوید
44
تا کند ریسمان به کلافه
رای درآفه چیست جز یافه
55
چونکه با روزن او برابر شد
مدرک قرص چشمۀ خور شد
66
بانگ برداشت تا غریوی خاست
کافتاب اندرون خانۀماست
77
عارفی گفتش ای بعیدالذّات
تو کجائی و او کجا هیهات
88
کی درآید همیبهکنج چنین
قرص چندین هزار مثل زمین
99
کلخن ملک و گلشن ملکوت
کنج ناسوت و هودج لاهوت؟!
1010
چرخ سان گرد خویش میگردی
زان سررشته را تو گم کردی
1111
سر این رشته را چو باز کنی
کار بر خویشتن دراز کنی
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

