Toggle stanza 1
باز اصحاب اعتزال فضول
1

باز اصحاب اعتزال فضول

خالی از عقل و نقل و ذوق و اصول

2

گاه قایل به قول​های مجوس

متمسک به شبهۀ منحوس

3

گاه تقلید فلسفی کرده

گاه حجت ز حشوی آورده

4

نه محقّق، نه فلسفی، نه حکیم

رد قومند این گروه لئیم

5

همه​شان کرده رد از آن بمحل

چون منافق فتاده در اسفل

6

بشنو از خواجه در صحیح خبر

گبر این ملتند اهل قدر

7

گر سلامت کند جواب مگو

ور بمیرد مکن نماز بر او

8

از اصول آنچه کشف و ذوق دل است

برخلاف طریق معتزل است

9

لعنت ایزد و رسل یکسر

وارد اندر مکذّبان قدر

10

در صفت خوض​ها بسی کردند

عاقلان ترهات بشمردند

11

سخن این گروه در تنزیه

استراقست ز فلسفی سفیه

12

آن نه تنزیه بلکه تعطیل است

ضد برهان و نقل و تنزیل است

13

قول حق گیر ووصف کن به همان

تو چه کاری به هرزۀ بهمان

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور