بخش 1 - الفصل الثّالث فی تنزیه ذاته تعالی و تقدّس علم الیقین
Toggle stanza 1ذات حق در جهات میناید
11
ذات حق در جهات میناید
کم نگردد ز هیچ و نفزاید
22
متبرا ز چند و چون ذاتش
وز مقولات ده برون ذاتش
33
چون به موضوع در نمیآید
گفت جوهر ورا کجا شاید
44
جای خواهد همیشه هر جوهر
عرض است حال باز در جوهر
55
آنکه را جای نیست نبود حال
عرض و جوهری بدوست محال
66
هیچ حادث در او نگردد حال
عرضیت بر او گزاف و محال
77
کم و کیف و متی و اَیْن و مضاف
وضع و فعل، انفعال، ملک گزاف
88
دانش آفریده نیست محیط
به کمالش چه مردم و چه بسیط
99
نکند وصف او عبارت ما
نرسد سوی او اشارت ما
1010
«لیس» را با «کمثله» برخوان
معنی آن قوی کن از برهان
1111
نه به کس نه کسی بدو ماند
صفت ذات او هم او داند
1212
«لایحیطون» از این بیان کرده است
بینشانی از او نشان کرده است
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

