Toggle stanza 1
در قضا نیست هیچ زشت و نکو
1

در قضا نیست هیچ زشت و نکو

هان مکن نسبت حدوث بدو

2

کفر او کفر نیست ایمان است

منع او منع نیست احسان است

3

بد از آن رو کزوست بد نبود

پس بد اندر وجود خود نبود

4

زانکه هستی هست​ها زان روست

هستی بد برای خود نیکوست

5

نیز اظهار نیک​ها بد کرد

گر بدی کرد باز با خود کرد

6

بد کند نیکی نکو پیدا

که به ضد است چیزها پیدا

7

چون به خود نیک و از خدا نیک است

وانگه از بهر نیک​ها نیک است

8

نیک و بد باشد از قبیل صفات

بی نیاز است از آن حقیقت ذات

9

همه از نسبت و اضافات است

فی المثل چون جهان آفات است

10

شر این خیر آن دگر باشد

شر نه در ذات خویش شر باشد

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور