Toggle stanza 1
گرت امروز سوی ظلم میل است
1

گرت امروز سوی ظلم میل است

بدان کان میل فردا چاه ویل است

2

چو فردا نیک و بد اندر شمار است

جزای عدل نور و ظلم نار است

3

شنیدستی که خود بد ز مردم

بود فردا به صورت مار و کژدم

4

برو ای دوست ترک خوی بد کن

ز من بشنو دوای جان خود کن

5

خوی نیکو گزین کان دلپذیر است

که فردا شهد و خمر و آب و شیر است

6

بساز امروز نیکو کار خود را

بسوز ار می‌توانی تخم بد را

7

چو دانی مزرعه دنیاست انبار

چو دادت مزرعه تخم نکو کار

8

تو تخم نیک کاری بد نباشد

جزایش جز یکی هفتصد نباشد

9

اگر خار است اگر خرماست بارت

همان باشد قیامت در کنارت

10

درین معنی که گفتم نیست نقصان

حقیقت همچنین باشد یقین دان

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور