بخش 31 - در تحقیق موتوا قبل ان تموتوا
Toggle stanza 1بمیر ای بیخبر گر میتوانی
11
بمیر ای بیخبر گر میتوانی
به مرگی کان به است از زندگانی
22
بمیر از باطل و زنده به حق باش
چو هستی طالب حق زین نسق باش
33
در این روز دو سه کت داد حق مهل
بکن جهدی و دل خالی کن از جهل
44
به جای جهل پر علمش کن ای دوست
که چون مغز است علم و جهل چون پوست
55
خوشا وقت کسی کو پیش از مرگ
شود بیدار و سازد مرگ را برگ
66
اگر در جهل عمرت میشود فوت
کجا یابی امان از مالک الموت
77
مترس از مرگ صورت زانکه سهلست
بتر مرگ ای برادر مرگ جهلست
88
چو از دنیا بمیرد مرد دانا
به سوی آخرت راند توانا
99
بدانی گر بمیری اندرین تو
که موتوا این بود قبل ان تموتوا
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

