بخش 18 - قاعده در بیان سیر نزول و مراتب صعود آدمی
شاعر: شیخ محمود شبستری
وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
صنف: مثنوی
صداکار: رضا
Toggle stanza 1بدان اوّل که تا چون گشت موجود
11
بدان اوّل که تا چون گشت موجود
کز او انسانِ کامل گشت مولود
22
در اطوارِ جمادی بود پیدا
پس از روحِ اضافی گشت دانا
33
پس آنگه جنبشی کرد او ز قدرت
پس از وی شد ز حق صاحب ارادت
44
به طفلی کرد باز احساسِ عالم
در او بالفعل شد وسواسِ عالم
55
چو جزویّات شد بر وی مرتّب
به کلّیّات ره برد از مرکّب
66
غضب شد اندر او پیدا و شهوت
وز ایشان خاست بخل و حرص و نخوت
77
به فعل آمد صفتهای ذمیمه
بَتر شد از دد و دیو و بَهیمه
88
تنزّل را بود این نقطه اسفَل
که شد با نقطهٔ وحدت مقابل
99
شد از افعال، کثرت بینهایت
مقابل گشت از این رو با بدایت
1010
اگر گردد مقیّد اندر این دام
به گمراهی بود کمتر ز اَنعام
1111
و گر نوری رسد از عالمِ جان
ز فیضِ جذبه یا از عکسِ برهان
1212
دلش با نورِ حقّ همراز گردد
از آن راهی که آمد باز گردد
1313
ز جذبه یا ز برهانِ یقینی
رهی یابد به ایمانِ یقینی
1414
کند یک رجعت از سِجّینِ فُجّار
رخ آرد سوی عِلّیینِ اَبرار
1515
به توبه متصّف گردد در آن دَم
شود در اصطفا ز اولادِ آدم
1616
ز افعالِ نکوهیده شود پاک
چو ادریسِ نبی آید بر افلاک
1717
چو یابد از صفاتِ بد نجاتی
شود چون نوح از آن صاحب ثباتی
1818
نماند قدرتِ جزویش در کلّ
خلیلآسا شود صاحب توکّل
1919
ارادت با رضای حق شود ضَمّ
رود چون موسی اندر بابِ اعظم
2020
ز علمِ خویشتن یابد رهائی
چو عیسیِ نبی گردد سمائی
2121
دهد یکباره هستی را به تاراج
درآید از پی احمد به معراج
2222
رسد چون نقطهٔ آخر به اوّل
در آنجا نه مَلَک گنجد نه مُرسَل

