بخش 62 - فاستقم کما اُ‌مرت‌، و من تاب معک

Toggle stanza 1
راستی شغل نیک بختانست
1

راستی شغل نیک بختانست

هر کراهست‌، نیکبخت آنست

2

دل زبهر چه برکسی بستی‌؟

راستی پیشه کن زغم رستی

3

گر کژی را شقاوتست اثر

راستی را سعادتست اثر

4

هر که او پیشه راستی دارد

نقد معنی در آستی دارد

5

تا در این رسته‌ای‌که مسکن‌توست

نفست ارکجروست دشمن توست

6

راستی کن که اندرین رسته

نشوی جز به راستی رسته

7

بر تو بادا که تاتوانی تو

نامهٔ ناکسان نخوانی تو

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور