بخش 64 - الوحدة خیر من جلیس السوء‌، والجلیس الصالح خیر من الوحده

Toggle stanza 1
دوستیت مباد با نادان
1

دوستیت مباد با نادان

که بود دوستیش کاهش جان

2

این مثل زد وزیر با بهمن

دوست نادان بتر زصد دشمن

3

بشنو این نکته راکه سخت نکوست

مار، به دشمنت که نادان دوست

4

تا توانی رفیق عام مباش

پختهٔ عشق باش و خام مباش

5

که همه طالب جهان باشند

بستهٔ بند آب و نان باشند

6

همگان بی خبر زمبدع خویش

واگهی نه که چیستشان در پیش

7

عاشق خورد و خواب و پوشش بس

تابع شهوت و هوا و هوس

8

یار خاصان نه آن نه این جویند

از پی او بقای جان جویند

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور