Toggle stanza 1
دوش ناگه نهفته از اغیار
1

دوش ناگه نهفته از اغیار

یافتم بر در سرایش بار

2

مجلسش زان سوی جهان دیدم

دور از اندیشه و گمان دیدم

3

مجمعی دیدم پر از عشاق

جَسته از بند گنبد زراق

4

چار تکبیر کرده بر دو جهان

گشته فارغ ز شغل هر دو جهان

5

باده از جام معرفت خورده

راه زان سوی شش‌جهت کرده

6

همه گویای بی‌زبان بودند

همه بی‌دیده‌‌، نقش‌خوان بودند

7

ماجرایی که آن زمان می‌رفت

سخن الحق نه بر زبان می‌رفت

8

نکته‌ها رفت بس شگرف آنجا

درنگنجید صورت و حرف آنجا

9

صوت و حرف از جهان جسم بود

بهر ترکیب فعل و اسم بود

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور