Toggle stanza 1
فلک تاسع است بر ز افلاک
1

فلک تاسع است بر ز افلاک

کین فلکها بود درو چو مغاک

2

فلک ثامن است جای بروج

واندر آن هفت را دخول و خروج

3

فلک سابع است آنِ کیوانست

که مر او را بسان ایوانست

4

فلک سادس است زاوش را

که دهنده است دانش و هُش را

5

فلک خامس آنِ بهرامست

آنکه در فعل و رای خودکامست

6

فلک رابع آنِ خورشیدست

که به ملک اندر آن چو جمشیدست

7

فلک ثالث آنِ ناهیدست

زهره کز نور او جهان شیدست

8

فلک ثانی آنِ تیر آمد

آن عُطارد که وی دبیر آمد

9

فلک اوّل آنِ ماه آمد

که اثیر اندر آن پناه آمد

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور